سه‌شنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۸

یا غیاث المستغیثین

1. سلام .
2.نمایش سریال نردبام آسمان در ماه رمضان اتفاق نادری در صحنه رسانه ملی بود. داستان تیره روزی دانشمندان و اندیشمندان بر پهنه ی این خاک گوهر خیز ! اینکه در این سرزمین هر چیزی دستمایه فرو کشاندنت به لجنزار عفن گذران زندگی معمول است و از جمله این همه چیز یکی دینی است که از گهواره تا گور سفارش به دین کرده و اجر یک ساعت تفکر را از هفتاد ساعت عبادت برتر دانسته است ! اما وقتی در عرصه عرضه به عوام قرار میگیرد توسط کعب الاحبارها مایه سقوط و هبوط میشود ! داستان جمشید کاشانی عبرتیست برای کسانی که نه فقط به جای بلکه حتا در کنار خوردن و آشامیدن و خوابیدن و سکس و چرت و پرت گفتن و مثل موش در کار دنیا از سوراخی به سوراخی و مثل سگ دم تکان دادن از پی اربابی و مثل گاو سیر خوردن هر چه که شکل خوردنی دارد و مثل ... کمی هم به هنر و فرهنگ و :
دو یار زیرک و از باده کهن دو منی .... فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
بخواهند . و چه تلخ عبرت بی اعتباری ! سواستفاده از دین یک سو جولان دادن نظامیان در برابر اندیشمندان سوی دیگر ماجراست که نیازی نیست بیشتر در مورد این سریال بنویسم .
3. دوستی می گفت بابا سرت و بنداز پایین و گور پدر سیاست . ضمن اینکه محدودیت هایی را تازه گی ها برایم وضع کرده اند . راست می گفت اما افلاطون نظر دیگری دارد :
آنان که هوشمند تر از آنند که وارد دنیای سیاست شوند محکوم به آنند که توسط نادانها اداره شوند .
4.به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل ... که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم .

1 نظر:

در ۱۰:۵۹ قبل‌ازظهر, Anonymous صادقانه گفت...

سلام استاد بالاخره زحمتای شما وتلاش های خودم به ثمر نشست. دانشگاهمون برای اساتید دوره آموزش پاورپوینت و وبلاگ نویسی گذاشته. ممنون از زحماتتون.

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی